خانه


بنام جان مژگان        |        December 9, 2007
نامه اول :دل آرام دلم، سلام!میدونم خوبی، خدا رو شکر ...خیلی وقته برات نامه ننوشتم... دلم لک زده :دیازکجاشو بگم ؟...حالا .... هر چه پیش آید خوش آید ...مستقیم میرم تو دل ماجرا!!مدتی است که جای دیگه ای، پیش دل...

ادامه...



بنام جان تولد        |        December 5, 2007
دیشب دل آرام دو سالش تموم شد و رفت تو سه سالگی دیشب اما بابایی بسکه سرش شلوع پلوغ بوده یادش رفتهدیشب اما خودش گفته که عیب نداره خودش میدونه که عذر بابایی موجه بوده دیشب میگه ارزش همه اینا...

ادامه...