خانه


به نام جان سکوت        |        August 26, 2008
چقدر دلم برای نوشته های بابایی تنگ شده... نمی دونم چی بر سر نطق و کلام جادویی اش اومده که من و تو و شاید دوستانش رو محروم کرده .. قرارمون بود بنویسیم... قرارمون بود وقتی اومدیم خونه خودمون با...

ادامه...