بنام جان پیر دل آرام

دیدی بعضی وقتا آدم حس میکنه دلش میخاد زودتر پیر شه ؟

ببینه که راحت شده به تماشای نتیجه کارای کرده و ناکرده ش نشسته

دیگه دغدغه ای نداره ؛ شور و هیجان و نگرانی کاراشو نداره

دست نوه نتیجه اشو میگیره میره بیرون خرید یا تفریح

الان تو این مدم !

عجله دارم خب چی کار کنم

.:.:.:.:.:.

یادتون میاد یه زمانی گفته بودم دلم میخاد که پست چی بیاد و نامه بیاره

جوری که ازهیجانش دل آدم بیاد تو حلقش ؟

اگه بدونین جمعه ای چه حالی کردیم من و دل آرام

وقتی یه بسته پستی با یه نامه شدیدا ناز به دستمون رسید

بنام جان سکوت

به این سکوت طولانی، شدید احتیاج داشتم
دل آرام جانم!
باید خونه دلمو خاک گیری می کردم
باید میخوابوندمت
مهمون بازی تعطیل
و….
خسته شدم، اما تموم شد
تو دور جدید، روزای خوب و قشنگ، تو خونه مون رنگ و لعاب دیگه ای داره
همه چی تر و تمیز و سرجاشه
اونایی که اومدن در و بسته دیدن،شرمندشون
اونایی که از فرط محبت بیش از حدخودشون، کنجکاوی کردن،ممنون
اونایی که لطف داشتن و صبوری کردن، شرمنده ی درک والاشون
اونایی هم که رفتن، خیر پیش و ممنون که لذت مزبانی رو به ما چشوندن
از دایی دلی، سانی نازنین، مامان یاسی و عسلکِ جونم، دختر آفتاب، آبجی گلم درنا،عمو کرامپل و خاله شبنم که تو این مدت از نزدیک جویای احوال و کمک حالم بودن هم تشکر ویژه دارم
….
و اما بعد
دل آرام خوبه و حسابی دلش برا عمو و خاله هاش تنگولیده
زور میزنه که خونه اونو هم ، رنگ و لعابشو عوض کنیم و گرد گیری کنیم
یه سری از لینکا باید آدرس دهی جدید شه
یه سری دوستای جدید رو دعوت کنیم تو خونه
و بعش هم کلی الاکلنگ بازی و شیطونی

بنام جان عضله

یه روز میرسه که بهت میگن دوستت دارم
اون روز حتما بزرگ شدی و یه عضله تپنده داری که بهش میگن دل
یه جفت توده چربی هم روش باد کرده که من وقتی نی نی بودم بهش میگفتم پپه الان ممه
حواست باشه اوون یارو که بهت میگه دوست دارم منظورش به اوون توده چربیه هستش
یا که نه
به اوون عضله که زیرش پنهون شده
و اصلا خودت از کدوم منظورش خوشت میاد

بنام جان گمشده

پسر خدا با خودش فرشته ای آوزد که وظیفه اش پاسداری از آماج و آمال گمشده است .
یادم باشه  اولین هدیه ام به تو دل آرام دلم گردن بندی به نام همین فرشته باشه .

نگهبان آمال گمشده


پ.ن : موسیقی های نازی هبه ام کرده اند  سر فرصت میزارم که گوش کنی .

بنام جان حال احسن

- می گفتن اون پشت نشستن و آف هایی که نوشته میشه رو خوندن حالی داره اوضاع!

- ولی نشستن و آف های فروخورده رو شمردن هم حالی داره اوضاع!…
-
سال نو با تمام بد بیاری هاش ؛ نشانه های خوبی برا خوب تمام شدن هدیه کرد برامون

- اتفاقات بد و خوب زیادی پیش اومد که باید با اونا کنار میومدم و جا پا مو
مشخص میکردم .
- دروغش اینه که نبودم نت …
- راستش اما ، یه مدت حالم بهم
میخورد از اینکه بخام به پی امی جواب بدم یا کامنتی بزارم یا وبی رو باز کنم .
-
به شخص خاصی یا موضوع مشخصی ارتباط نداشت این حال و احوال .
- بعد مدتی دیگه وقت
به شدت محدود شده ام مجال این رو که شکم سیر بیام پاسخ محبت ها رو بدم رو ازم
گرفت
- بعدش مثل این آدمایی که یه مدت به دلیلی حال دوستش رو نمی پرسه بعدش دیگه
خجالت میکشه که مبادا به بی معرفتی محکومش کنن دیگه اصلا از دیده شدن فراری باشه از
دیده شدن تو نت یا توخونه دلی فراری بودم
- رو راست بودن با خود خیلی سخته ولی
شیرین هم هست. گیرم همه اتفاقات بالا عوارضش باشه
- آهنگ این پست هدیه بایگوش (
شمارش معکوس ) عزیزه که میدونست از
موزیکش بیشتر از ترانه اش خوشم میومده.

.:.:.:.:.

بنام جان هر چی آرزوی خوب

میگم داره باز وقت دعا میشه
نه از اوون دعا های هر روزه و از سر نیازهای روزانه
دل آرام میگه که امسال عید سر تحویل سال ،باید اسم دوستامو بنویسم ؛
خاله ها دایی ها عمو ها عمه ها نی نی ها
خلاصه همه رو…
 بعد بهترین دعا ها و آرزو ها مو براشون بنویسم
بعد سر تحویل سال سر سفره هفت سین یا که تو خلوت خودم
برا خدا جوون بخونم و ازش قول بگیرم که برآورده اشون کنه
 بعد یه جای تمیز  و مقدس بزارم
که آخر سال ببینم خدا جوون چقده به قولش عمل کرده بهش جایزه بدم
یه تخم مرغ رنگی Grin
میگه شما ها هم برا هم دیگه دعا کنید
 سر خدا رو کلاه بزاریم تا آرزو های همه برآورده شه خارج از نوبت و اورژانسی
میگه این کار و با عسلک و کیانا و یلدا و  بقیه نی نی ها قرار گذاشتن انجام بدن
میخواستم از تون بخام یکم دعا های خوب خوب برا دلی ردیف کنید
 دیدم نه اینکه هر چی قبلا خواستم استقبال کردید پشیمون شدم؛
بهتره شما ها معذب نشید خودم یاد همه شون میدم
.:.:.:.
دینگ دینگ ۱: برگشت دختر آفتاب رو به فال نیک میگیریم  و بهش خوشآمد میگیم .
به امید روز هایی روشنتر و بدور از اذیت
دینگ دینگ ۲ : این روزا ….هیچی ولش … اگه نتونستم تا عید بیاییم  از حالا سال نو مبارک.

بنام جان بی خیال

خسته شدم بسکه انتقاد کردم و کردیم و شنییدیم…
باید یاد بگیرم که دید انتقادی رو از تو زندگیم حذف کنم …
انرژی زیادی ازمون میگیره
کسی از خاله ها و عمو و دایی های دلی هست که بخاد بهش یاد بده که چه جوری میشه تو اولین نگاه
به دید منتفد نگاه نکنه به اطرافش ؟
یه جوری نباشه که دلی بعد قرنی که  اومد هنوز ما ها تو همون حالی باشیم که الان هستیم ….
….
دینگ دییییینگ ۱: هنوز نت درست و حسابی ندارم ،
دینگ دییییینگ  2: حال درست و حسابی هم ندارم
دینگ دییییینگ  3: لینکامو به لطف بلاگرد از دست دادم ، سعی میکنم همه رو درست کنم .
دینگ دییییینگ  4: به تدریج به وب دوستای خوب دلی هم سر میزنم و ایشالله از شرمندگیشون درمیام

بنام جان یک دم فرصت سرخاروندن

سیستم رو فروختم
سیستم جدید رو تا چن روز دیگه تهیه میکنم
طبعا نت هم ندارم
نمیرسم که برم کافی نت از شرمندگی دوستان درام
انشالله تا اواسط هفته هم نت هم سیستم جور میشه مزاحم میشیم
دل آرام روی همتون رو میبوسه
منم همینطور
تشکرات بین المللی خودم رو از تمام برو بچه های نازی که این مدت تو هیرو ویر قاط پاتی شدن کارام
کمک هاشونو ازم دریغ نکردن رو هم میزارم وقتی که جاگیر شدم که سر فرصت و دل سیر ببوسمشون 
از برو بچه های خانه وبلاگ نویسان شهرمون هم که این مدت نتونستم همکاری با اونا رو نظم و نظام ببخشم هم طلب عفو دارم امید وارم بتونم جبران کنم
 

بنام جان هجرت

بالاخره کار های نقل وانتقال  اینجا هم تموم شد
مونده انتقال آرشیو که اونم به تدریج انجام میشه
از این که این مدت اومدین و دست خالی برگشتین یا منتظر بودین بیاییم مهمون خونه هاتون بشیم و نا امیدتون کردیم به بزرگواری خودتون ببخشید و بابت تحملتون بینهایت سپاسگذار

بنام جان خطر

اخلاق کهنه به ما یاد داده که از خطر بگریزیم،
اما اخلاق نو می گوید : آنکه خطر نمی کند هیچ ندارد…
هیچ چیز نیست…
حالا به نظرتون اگه قرار باشه به دل آرام نقش حوا رو بدن
چی کار کنه؟
سیب رو از درخت خودش بچینه، روباه بازی در آره آدم رو بفرسته بچینه
یا که نه، شعار نجات بشریت بده و بیخیال؟